![]() من میثم هستم18 ساله از دزفول دوستان عزیز ممنون که سر زدید نظر یادتون نره
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
شهریور 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 جستجو
پیوندها
دوست و همشهری عزیزم (سکوت کن)
جاده های انتظار ستاره جدایی تنها عشق من سودابه طراحی وبلاگ الگانس میثم و الناز یلدا دل شکسته ها زندگی دفتری از خاطره هاست دیگه ازت بدم می اد رویای زیبا خاطره عشق خوب به رنگ عشق ترانه های ناتموم الانا لوطی کم پیدا میشه اگه پیدا کردین شاهزاده تنها خاطرات یک عاشق اینجا قفس نیست بکش کوچه شهر دلم خاطرات من مجله بی جلد سمیه عصر نامعلوم :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
غروب تنهایی
به وبلاگ غــــروب تنهایی خوش آمدید دوست داشتن
شب را دوست دارم !
چون ديگر رهگذري از کوچه پس کو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني تا سر گرداني مرا ببيند .چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتيا قي نداشته باشم. شب را دوست دارم . چون ديگر هيچ عابري از دور اشک هاي يخ زده ام را در گوشه ي چشمان بي فروغم نمي بيند. شب را دوست دارم : چرا که اولين بار تو را در شب يافتم . از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين. با آفتاب قهرم ، چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟ نمي آيد تا با دست هنر مندش سا يه ي تو را بر ديوار خيالم نقش زند و مرا به بودنت دلخوش سازد. شايد آفتاب با من قهر است؟؟ آ ن روز که تو در کنارم بودي ، هرگز به آ فتاب سلام نکردم ، هر کز به روي شب لبخند نزدم. و برايش دستي تکان ندادم. اين مجازات تمام لحظه هاييست که همه ي دنيا را در تو دي دم و تو را در تمام دنيا. |+| نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 ساعت 21:30
|