![]() من میثم هستم18 ساله از دزفول دوستان عزیز ممنون که سر زدید نظر یادتون نره
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
شهریور 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 جستجو
پیوندها
دوست و همشهری عزیزم (سکوت کن)
جاده های انتظار ستاره جدایی تنها عشق من سودابه طراحی وبلاگ الگانس میثم و الناز یلدا دل شکسته ها زندگی دفتری از خاطره هاست دیگه ازت بدم می اد رویای زیبا خاطره عشق خوب به رنگ عشق ترانه های ناتموم الانا لوطی کم پیدا میشه اگه پیدا کردین شاهزاده تنها خاطرات یک عاشق اینجا قفس نیست بکش کوچه شهر دلم خاطرات من مجله بی جلد سمیه عصر نامعلوم :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
غروب تنهایی
به وبلاگ غــــروب تنهایی خوش آمدید تو را دست دارم....
خسته ام اما نه آنقدر که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفس های گرمت بی اعتنا بگذرم. اگر شوق رسیدن به دستهایت نبود،هیچ گاه آغوشم را نمی گشودم واگر صدای گوشنواز تو نبود از گوشه تنهایی بیرون نمی آمدم. اگر شوق دیدن چشم هایت نبود هیچ گاه پلک هایم را بیدار نمی کرد و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید،معنای جهانرا نمی فهمیدم...
|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 ساعت 14:51
ماشین دم بریده
بدون نظر نری ها... |+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه سیزدهم فروردین 1385 ساعت 16:23
کاش می شد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش می شد در میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد
|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه پنجم فروردین 1385 ساعت 21:9
|