![]() من میثم هستم18 ساله از دزفول دوستان عزیز ممنون که سر زدید نظر یادتون نره
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
شهریور 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 جستجو
پیوندها
دوست و همشهری عزیزم (سکوت کن)
جاده های انتظار ستاره جدایی تنها عشق من سودابه طراحی وبلاگ الگانس میثم و الناز یلدا دل شکسته ها زندگی دفتری از خاطره هاست دیگه ازت بدم می اد رویای زیبا خاطره عشق خوب به رنگ عشق ترانه های ناتموم الانا لوطی کم پیدا میشه اگه پیدا کردین شاهزاده تنها خاطرات یک عاشق اینجا قفس نیست بکش کوچه شهر دلم خاطرات من مجله بی جلد سمیه عصر نامعلوم :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
غروب تنهایی
به وبلاگ غــــروب تنهایی خوش آمدید شکار
یک روزی که شب نداشت در جنگلی که درخت نداشت رفت شکار شیری که سر نداشت این سروده من اگر سر و ته نداشت ولی ارزش شنیدنش را داشت
|+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 ساعت 0:36
عشق های دروغین
این جسم من از خاک است در خاک رود روزی این حرف قشنگ من هم پاک شود روزی
|+| نوشته شده توسط میثم در یکشنبه هجدهم دی 1384 ساعت 23:21
به آرزوی تو زنده خواهم بود
دریا را دوست دارم بخاطر امواجش کوه را دوست دارم بخاطر استواریش گل را دوست دارم بخاطر لطافتش خورشید را دوست دارم بخاطر رنگ طلاییش تو را دوست دارم بخاطر اینکه:
|+| نوشته شده توسط میثم در جمعه نهم دی 1384 ساعت 12:30
غریبی و اسیری و غم یار
سه درد یکباره آمد به سراغم غریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره دارد غم یار و غم یارو غم یار
|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه سوم دی 1384 ساعت 15:2
|