تبليغاتX
غروب تنهایی
غروب تنهایی
به وبلاگ غــــروب تنهایی خوش آمدید
دوست داشتن

 

خدا را دوست دارم

چون بدون آن عشق نیست

عشق را دوست دارم

چون بدون آن زندگی نیست

زندگی را دوست دارم

چون بدون آن تو نیستی

تو را دوست دارم

چون بدون تو من نیستم

 

 

|+| نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 15:35 |

درد

 

دردم را به شمع گفتم،آنقدر گریست که از گفته خود پشیمان شدم

به خورشید گفتم،آنقر تابید که تمام نیلوفرهای آبی خشک شدند

به دریا گفتم،چنان خروشید که تمام زمین را بلعید

و من اکنون در ژرفای دریای بی حاصل

در تاریکی محض،جایی که آب دردهایم را شکسته است

 به امید آسمان آبی،خورشید طلایی و کویر داغ و ستاره ها

تا بی نهایت پیش می روم

 همیشه دوستتون دارم

 

|+| نوشته شده توسط میثم در جمعه یازدهم آذر 1384 ساعت 23:24 |

بی کسی...

 

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره

وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي

وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه

وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته
 
وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه
 
وقتي جايي نشستي که کنارت خالي بود به ياد بيار کسي رو که توي اغوشت جا مي گرفت
 
وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد
 
وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
 
 
|+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه سوم آذر 1384 ساعت 0:22 |